چرا برخی از تولید کنندگان در پیاده سازی روش های علمی تزریق پلاستیک ناموفقند؟

در ماه ­های اخیر و در پی کاهش بی سابقه ارزش ریال و در پی آن افزایش قیمت مواد اولیه صنعت پلاستیک، برخی از تولید کنندگان شرایط بسیار سختی را می ­گذرانند. در چنین شرایطی اهمیت بازنگری در جوانب مختلف تولید بیش از پیش حس می ­شود. از جهت دیگر هر بحرانی می ­تواند به فرصت بالقوه ­ی کم نظیری برای تصاحب بازار و پیشی گرفتن از رقبا تبدیل شود و تولیدکنندگانی که با واکنش مناسب به بحران، بقای خود را حفظ کنند می ­توانند در روزهای شکوفایی آینده به منافع سرشاری دست یابند.

یکی از رویکردهای نوپدید به منظور افزایش بازدهی تزریق پلاستیک، استفاده از روش ­های علمی و فناوری ­های نوین در تولید است. تاکنون مطالعات متعددی فواید چنین رویکردی را گزارش داده ­اند و نتیجه بخش بودن این رویکرد به اثبات رسیده است.

از طرف دیگر و با نگاهی آماری به دلایل عدم موفقیت برخی از صاحبان واحدهای تزریق پلاستیک می­توان به وضوح مشاهده کرد که اغلب این افراد نگاهی بسیار سنتی به تولید داشته و از این رو نتوانسته ­اند اقدام موثری برای افزایش بازدهی تولید کارخانه خود با به کارگیری رویکرد علمی انجام دهند.

این مقاله تعدادی از مهمترین دلایل شکست تولیدکنندگان پلاستیک در استفاده از روش های ­علمی را به طور مختصر بررسی می ­کند و مطالعه آن می ­تواند برای تمام فعالان حوزه تولید مصنوعات پلاستیکی سودمند باشد.

در زیر تعدادی از مهمترین دلایل عدم موفقیت تولیدکنندگان در پیاده ­سازی رویکرد علمی نسبت به تزریق پلاستیک معرفی شده است:

  1. آموزش ناکافی پرسنل: بسیاری از صاحبان کسب و کارهای تولیدی در حوزه محصولات پلاستیکی به اهمیت آموزش پرسنل فنی خود آگاه نیستند. هیچگاه با شرکت در یک سمینار یا دوره آموزشی معجزه ای رخ نمی ­دهد، بلکه آموزش یک فرآیند مستمر است و هیچ نقطه پایانی ندارد. بسیاری از مدیران واحدهای تولیدی در کشور درک صحیحی از میزان اهمیت مساله آموزش ندارند و این یک مشکل جدی فرهنگی است که باید به آن غلبه کرد.
  2. عدم حمایت متقابل رده­ های مختلف سازمانی از پیاده سازی روش­ های علمی و فناوری­ های نوین: این مشکل در بسیاری از واحدهای تولیدی ناموفق به چشم می ­خورد، به این صورت که به کارگیری روش­ های علمی و یا فناوری ­های مدرن همزمان از سوی مدیریت و کارگران مورد حمایت واقع نمی ­شود، به طوری که به نظر می ­رسد در این سازمان­ ها "هر کسی ساز خود را می­زند". به کارگیری فناروی ­های جدید به صرف پول، وقت و منابع نیاز دارد، چیزی که ممکن است به مذاق برخی از مدیران خوش نیاید. از طرف دیگر بنا به دلایل فرهنگی و اجتماعی، برخی از کارگران نیز در انجام این کارها مانع تراشی می­ کنند. در این شرایط یک گفتگوی سازنده بین لایه­ های مدیریتی سازمان با پرسنل تولید و بیان فواید به کارگیری روش ­ها و فناوری ­های نو می ­تواند باعث ایجاد همدلی و ایجاد درک در خصوص منافع مشترک شود. گاهی باید سایر ذینفعان از جمله بخش ­های پشتیبانی و مالی را نیز در این گفتگو سهیم کرد تا تمام سازمان در این راستا همصدا شود.
  3. محدودنگری و داشتن نگاه کوتاه مدت: این مورد معمولاً به صورت تلاش برای یافتن راه ­های میانبر خود را نشان می­ دهد. در بسیاری از موارد بهینه سازی تولید و مستندسازی فرآیند به شیوه­ های علمی زمانبر بوده و فوایدشان در دراز مدت قابل مشاهده است. حقیقت این است که هیچ میانبری در این زمینه وجود ندارد و اقدامات متعدد و زمانبر بایستی به ترتیب به اجرا درآیند تا باعث افزایش سوددهی تولید شوند. یافتن مسیر کوتاه­ تر و میانبر تنها از طریق کم­کاری در یکی از فرآیندها قابل دستیابی است و اثرات سوء آن در دراز مدت گریبان تولیدکننده را خواهد گرفت.
  4. نبود ابزارهای مناسب: تزریق پلاستیک هم مانند هر شغل دیگری نیازمند ابزار مناسب است. متاسفانه بسیاری از تولید کنندگان هنوز فاصله بسیار زیادی تا درک این واقعیت دارند. داشتن رویکرد علمی به تولید پلاستیک نیازمند اندازه ­گیری با استفاده از ابزارهایی نظیر ترمومتر، ترازوی دقیق، وسایل ابعاد برداری از قطعه و وسیله اندازه­ گیری جریان و دمای آب است. استفاده از این ابزارها برای جمع ­آوری اطلاعات مورد نیاز به منظور بررسی وضعیت و نحوه کارکردِ تولید ضروری است.
  5. اشکالات عملکردی ماشین: رویکرد علمی به مقوله قالب سازی بر بستر استفاده از ماشین تزریق پلاستیک با عملکرد صحیح بنا می­ شود. به منظور کسب اطمینان از صحت عملکرد ماشین تزریق پلاستیک، یک اپراتور آموزش دیده باید قادر باشد تا نحوه کارکرد ماشین در بخش­ های کلیدی از جمله کنترل سرعت تزریق، کنترل فشار، بوش النگویی، کنترل دما و غیره را بررسی و ارزیابی کند. همچنین این نکته نیازمند توجه است که ماشین تزریق پلاستیک باید تکرارپذیری خود را در طول زمان حفظ کند و کیفیت تولید آن در بازه ­های زمانی مختلف در حد مطلوب باقی بماند. هرگاه اشکالی در یکی از بخش­ های عملکردی ماشین تشخیص داده شد، کالیبراسیون یا تعمیرات باید در کمترین زمان به انجام برسد.
  6. گیر افتادن در رویکرد سنتی ماشین-محور: برای سال ­ها تولید کنندگان تمام تمرکز خود را بر روی تنظیم پارامترهای ماشین تزریق پلاستیک گذاشته بودند و از خصوصیات و پارامترهای ماده پلاستیکیِ مورد استفاده غافل بودند، اما در رویکرد علمی تولیدکننده از زاویه دید پلاستیک به موضوعِ تولید نگاه می ­کند. مقالات بسیاری زیادی در خصوص بررسی نقش چهار متغییر اصلی مواد پلاستیکی یعنی دمای مواد، جریان مواد، فشار مواد، نرخ و زمان خنک شدن آنها تهیه شده­ اند. برای بسیاری از افراد مساله­ ای به سادگی تشخیص تفاوت فشار مواد داخل سیلندر از فشار هیدرولیکی دستگاه کاری دشوار است، اما یک تولید کننده موفق باید قادر باشد تا از طرز فکر ماشین- محور عبور کند.
  7. مقاومت نسبت تغییر: این مورد بیشتر درباره تولیدکنندگانِ با تجربه مصداق پیدا می­ کند. همه ­ی ما انسان­ ها بنده عادت­ هایمان هستیم، از طرف دیگر هرقدر عادت ­ها کهنه ­تر باشند، کنار گذاشتن آنها هم مشکل­ تر خواهد شد. در هر مجموعه تولیدی، در طی گذر سال ها یک فرهنگ و رویکرد خاص نسبت به تولید شکل می­ گیرد. داشتن یک رویکرد سنتی و اشتباه در شرایط بحرانی کافی است تا بقای مجموعه تولیدی را با تهدید مواجه کند. بدیهی است که تغییر نگاه و رویکردی که طی دهه­ ها در یک مجموعه شکل گرفته است کاری بسیار دشوار است. همچنین پیاده سازی روش­ های نوین و علمی، هزینه ­بر بوده و نیازمند صرف زمان و کوشش بسیار زیاد می ­باشد، اما از سوی دیگر فواید قابل ملاحظه ­ای دارد که انجام آن ­را اجتناب ناپذیر می ­سازد.

منبع: وبسایت Plastics Technology

نظرات و سوالات خود را برای ما ارسال کنید